تا که بودیم نبودیم کسی،کشت ما را غم بی همنفسیتا که رفتیم همه یار شدند،خفته ایم و همه بیدار شدندقدر آئینه بدانیم چو هستنه در آن وقت که افتاد و شکستدر حیرتم از مرام این مردم پستاین طایفه ی زنده کش مرده پرستتا هست به ذلت بکشندش به جفاتا رفت به عزت ببرندش سر دستآه میترسم شبی رسوا شوم،بدتر از رسواییم تنها شومآه از آن تیر و از آن روی و کمند،پیش رویم خنده، پشتم پوزخند(زمزار)نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۵ساعت 15:50 توسط محمد| بوی بهشت...
ما را در سایت بوی بهشت دنبال میکنید
برچسب: بودیم,نبودیم,کسی,کشت,همنفسی,اقبال,لاهوری, نویسنده: بازدید: 82 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 16:31